X
تبلیغات
دانشکده فنی دختران رشت(دکتر معین)

متن انگلیسی رو bold کردم که اول انگلیسی رو بخونین....


How to Be a More Lovable Person

چگونه آدم دوست داشتنی تری باشیم



Be a nicer person. So simple and easy. Great, that doesn't help much, or does it? It may seem so obvious, but are you nice to people? You may assume you are. It's easy for anyone to just assume this. It's not like someone wakes up, and decides I am going to be bad to people just for the heck of it. Truly think about how you act to others in general. Do you tend to be rude, impatient, inconsiderate, or not think how others feel, think, or what they say? How do you generally act toward others? Sometimes being shy easily gets mistaken for being rude, or not being very nice. I know it's not real fair, but it's easy for a lot of people to assume. Learn to understand and relate to what others think. That's a better way to evaluate how you've treated them. That's what I've learn to do and it works. Sometimes I've not been very nice to people, when I truly didn't mean to be
آدم مودب تری باشید.خیلی ساده وراحت باشید.سوال مهم این است،آیا زیاد به دیگران کمک می کنید یا نه؟ممکن است این موضوع خیلی مشهود بنظر برسد ولی آیا درنزد مردم دوست داشتنی هستید؟ممکن است پیش خودتان تصور کنید که دوست داشتنی هستید.پی بردن به این موضوع ، فقط برای کسی که پیش خود تصور می کند دوست داشتنی است، آسان است.این دوست داشتنی بودن نیست که شخصی از خواب بیدار شود وتصمیم بگیرد که: من می خواهم بامردم بد باشم، فقط برای اینکه آنها از این موضوع حساب ببرند.درباره چگونگی رفتارتان در جمع،صادقانه فکر کنید.آیا دوست دارید که خشن باشید،آیا مایل اید بداخلاق و بی ملاحظه باشید ، یا نه، فکر می کنید که دیگران نسبت به شما چه فکری می کنند ؟فکر می کنید نسبت به شما چه احساسی دارند و چه چیز پشت سر شما می گویند؟معمولن بادیگران چطور رفتارمی کنید؟گاهی اوقات به آسانی خجالتی بودن با خام بودن ویا نه با خیلی مودب بودن اشتباه گرفته می شود.من می دانم که خجالتی بودن زیبایی واقعی نیست،زیرا تصورش برای بسیاری از مردم آسان است.آگاه شویدکه دیگران به چه چیزی فکر می کنندو آن را برای خودتان بازگو کنید.این بهترین روشی است که متوجه شوید با دیگران چه رفتاری داشته اید.این چیزیست که یاد گرفته ام انجامش دهم واین روش موثر است.گاهی اوقات،وقتی که صادقانه می خواستم که برای مردم دوست داشتنی باشم ، خیلی دوست داشتنی نبوده ام.

Showing more of your personality. I think a lot of shy people don't come off as lovable. It's not because they aren't, it's just easy for others to make assumptions. They think they are just not real friendly, where it's not true. They are just a little nervous and not real comfortable. Really there's no reason to not be more outgoing. People are extremely receptive to this trait. You don't have to worry about embarrassing yourself, because you in fact are making them feel comfortable and more receptive to you. Don't be too aggressive and outgoing though
همواره بیشتر شخصیت تان را درمعرض نمایش قراردهید. به گمانم خیلی از آدم های خجالتی به عنوان آدمی جذاب مطرح نمی شوند. این مسئله اتفاق نمی افتد زیرا آنها این طور نیستند،زیرا برای دیگران تنها تصورش آسان است.درجایی که خجالتی بودن پایدار نماند،مردم تنها فکر می کنند که اینگونه افراد مهربان واقعی نیستند. مردم فقط پیش خود فکر می کنند که اینگونه افرادکمی عصبی هستند و واقعن راحت نیستند.مردم پیش خودفکر میکنند که دلیلی وجود ندارد که این گونه افراد همواره بیش از این در ارتباط برقرار کردن از دیگران پیشی نگیرند.مردم بشدت این ویژگی را می پذیرند.شما نباید از خجالتی بودن خودتان نگران باشید،زیرا شما درحقیقت دارید کاری می کنید که آنها نسبت به شما احساس راحتی کنند و پذیرای شما باشند.درعین حال زیاد پرتکاپو نباشید و از محدوده شخصیت خود خارج نشوید.

Being funny and showing more humor. I don't want to hear that you do not have a sense of humor, or funny side to you. Everyone of us do. Everyone is capable of laughing and enjoying others in that regard

همواره شادی بخش باشید و خودتان را شوخ تر نشان دهید.نمی خواهم ازطرف شما بشنوم که استعداد خنداندن یا بامزه بودن راندارید.همه ما این استعداد را داریم.هرکسی به نوعی توانایی خنداندن ولذت بخش بودن برای دیگران رادارد.

Loosen up a bit. Don't be so uptight all the time. If you're constantly being a bit of a safety freak, or always concern about every little consequence. It can be a uncanny problem and not really bring fun around. I understand that consequences are important for the most part. I'm not suggesting you should go off and rob a bank or anything crazy like that.. Don't be afraid to have a some fun and live. Sometimes it's okay to do things you aren't really suppose to do. It's actually healthy. Don't be such a by-the-book kind of person all the time
کمی رها باشید.همیشه زیاد رسمی نباشید.اگرذاتن شخصیتی کمی وسواسی هستید و یا همیشه نگران اتفاقات خیلی کوچک هستید.نگرانی می تواند مسئله ای جدی  باشد و واقعن نمی تواند شوخی را به بار بیارود.قبول دارم که اتفاقات در بیشتر جاها مهم هستند.من به شما پیشنهاد نمی دهم که باید فاسد شوید و به بانکی دستبرد بزنید یا هر دیوانگی شبیه به این... نگران کمی شوخ بودن و سرزنده بودن نباشید.گاهی اوقات خوب است کارهایی را که واقعن نمی پندارید انجامشان دهید را انجام دهید.واقعن این کار خوب است.همیشه شبیه آدم های مهربان درون کتاب ها نباشید.

Being a good listener. Being able to listen to others problems and offer gentlemanly advices. Nothing better than being a good listener, which attracts a lot of people to start to trust you and depend on you more. Sometimes talking constantly is not necessary. Know when to be quiet, and when not to
همیشه یک شنونده خوب باشید.همیشه آماده گوش دادن به مسائل دیگران باشید وتصمیمات نجیبانه ای پیشنهاد دهید.هیچ چیز بهتر از یک شنونده خوب بودن نیست،زیرا  بسیاری از مردم را وادار می کند که شروع کنند به اعتماد به شما و بیشتر به شما وابسته شوند.گاهی اوقات لازم نیست مدام حرف بزنیم.آگاه شوید که چی وقت باید حرف بزنید و چه وقتی نباید حرف بزنید.

 Positive attitude. Don't always be dwelling on the negative things in your life. Don't always talk about everything that's going wrong. I've said this numerous times in articles I've written. If anyone is actually a regular reader to them, they are probably getting tired of me sounding like a broken record. Having a positive attitude will get you a lot of things in this life. It will do more good for you than you'll realize. Give it a chance. Learn to smile more, laugh, and just be a positive person. People pickup on these vibes
مثبت گراباشید.همیشه بر اتفاقات منفی زندگی تان متمرکز نباشید.همیشه راجع اشتباهات،صحبت نکنید.من این موضوع را بارها در مقالاتی که نوشته ام گفته ام:اگر کسی واقعن یک خواننده عادی باشد ،شاید از صدای من که شبیه به ضبطی قراضه است ،خسته شود.با مثبت گرا بودن چیزهای زیادی در این زندگی بدست می آورید.مثبت گرایی کار ها را از آنچه که درک می کنید خوب تر انجام می دهد.آن را شانس بنامید.یادبگیرید که بیشتر لبخند بزنید و بیشتر بخندید،و فقط آدمی مثبت گرا باشید.مردم این ارتعاشات را می پسندند.

Be different than others. Like I explain at the beginning of the article. Do not follow the logic of being more like others, to be loved more. That's the opposite way to do it. Because if you try to fit in, you aren't recognized. You are just like everyone else then. Stand out, be bold, brave and different. That's the most special gift god gave each one of us. We're all created equal, but different. He didn't clone us all. So stand out and be who you really are. Do not do what you think seems like the popular choice and follow this article
بادیگران فرق داشته باشید.شبیه چیزهایی که در شروع مقاله شرح دادم باشید.برای جذاب تر بودن از منطق دوست داشتنی تر بودن دیگران تقلید نکنید.اگر این کار را بکنید بر عکس عمل می کند زیرا اگر سعی کنید از دیگران تقلید کنید شناخته نمی شوید. زیرا آنوقت شما فقط شبیه دیگران می شوید.ایستادگی کنید،باشهامت باشید،شجاع باشید و متفاوت باشید.این مخصوص ترین هدیه خدا به هریک از ما ست. پس استقامت داشته باشید و واقعن کسی باشید که هستید. کارهایی را که خیال می کنید به نظر می رسد مردم پسند باشد را انجام ندهید و از این نوشته پیروی کنید.


[ یکشنبه شانزدهم مهر 1391 ] [ 7:43 ] [ student ]
Already رو میشه “همین جوری هم” یا “الانش هم” معنی کرد.

.

مثال: the building already has cost me way too much money as it was supposed to

“این ساختمون همینجوریش هم خیلی بیشتر از اون چیزی که قرار بود ، برام هزینه برداشته.”

.


۱- یه کاربرد معروف دیگه ی already که حتما خیلیاتون باهاش اشنا هستین ، اینه که بگیم اتفاقی خیلی زود انجام گرفته به عبارتی یه جورایی اضهار تعجب می کنیم.

مثال: ?are you leaving already

“به این زودی داری میری؟

.

مثال: ?is it five (o’clock) already

 به این زودی (ساعت) ۵ شد؟

.

۲- واژه ی already تو محاوره دوتا کاربرد خیلی رایجی هم داره که شاید خیلیاتون باهاش اشنا نباشین.

- یه کاربردش برای وقتیه به جمله مون یه شدت و هیجان خاصی بدیم! یا به عبارتی بگیم که کاری که از کسی خواستیمو باید سریع انجام بده.

مثال: Come on! Let’s go already

زودباش! بیا زود بریم.

.

مثال: what are you waiting for? There’s a lot to do. Get busy already

“ده معطل چی هستی؟ یه عالمه کار داریم. زودباش مشغول شو”

(wait از نظر لغوی یعنی منتظر شدن اما میشه باهاش مفهوم معطل شدن رو هم منتقل کرد.

مثال: sorry if I kept you waiting 

ببخشید اگه معطلت کردم)

.

.

- کاربرد دوم already معادله با “yeah” یا “for sure”. در واقع برای “موافقت کردن” ، “قبول کردن” ، “پاسخ مثبت دادن” بکار میره. این اصطلاح در واقع کوتاه شده همون عبارت معروف I know already و you know already ـه.

?A: would you like some more coffee

!B: already

A: یکم دیگه قهوه میل داری؟

B: معلومه!

.

!A: your son is so bright! Knock on wood

!B: Already

A: بزنم به تخته! پسرت خیلی باهوشه!

B: معلومه!


[ یکشنبه شانزدهم مهر 1391 ] [ 7:41 ] [ student ]
این مطلب اولین بار در سال ۲۰۰۱ توسط زنی به نام ریتا در وب سایت یک کلیسا قرار گرفت . این مطلب کوتاه به اندازه ای تاثیر گذار و ساده بود که طی مدت ۴ روز بیش از پانصد هزار نفر به سایت کلیسای توسکالوسای ایالت آلاباما سر زدند . این مطلب کوتاه به زبان های مختلف ترجمه شد و در سراسر دنیا انتشار پیدا کرد …

Interview with god

گفتگو با خدا

I dreamed I had an Interview with god

خواب دیدم در خواب با خدا گفتگویی داشتم .

So you would like to Interview me? “God asked.”

خدا گفت : پس میخواهی با من گفتگو کنی ؟

If you have the time “I said”

گفتم : اگر وقت داشته باشید .

God smiled

خدا لبخند زد

My time is eternity

وقت من ابدی است .

What questions do you have in mind for me

چه سوالاتی در ذهن داری که میخواهی بپرسی ؟

What surprises you most about humankind

چه چیز بیش از همه شما را در مورد انسان متعجب می کند ؟

Go answered

خدا پاسخ داد …

That they get bored with childhood

این که آنها از بودن در دوران کودکی بی حوصله می شوند .

They rush to grow up and then long to be children again

عجله دارند که زودتر بزرگ شوند و بعد حسرت دوران کودکی را می خورند .

That they lose their health to make money

این که سلامتی شان را صرف به دست آوردن پول می کنند .

And then lose their money to restore their health

و بعد پولشان را خرج حفظ سلامتی می کنند .

That By thinking anxiously about the future

این که با نگرانی نسبت به آینده فکر می کنند .

They forget the present

زمان حال فراموش شان می شود .

Such that they live in neither the present nor the future

آنچنان که دیگر نه در آینده زندگی می کنند و نه در حال .

That they live as if they will never die

این که چنان زندگی می کنند که گویی هرگز نخواهند مرد .

And die as if they had never lived.

و آنچنان می میرند که گویی هرگز زنده نبوده اند .

God’s hand took mine and we were silent for a while

خداوند دست های مرا در دست گرفت و مدتی هر دو ساکت ماندیم .

And then I asked

بعد پرسیدم …

As the creator of people what are some of life’s lessons you want them to learn

به عنوان خالق انسان ها ، می خواهید آنها چه درس هایی از زندگی را یاد بگیرند ؟

God replied with a smile

خدا دوباره با لبخند پاسخ داد .

To learn they cannot make anyone love them

یاد بگیرند که نمی توان دیگران را مجبور به دوست داشتن خود کرد .

What they can do is let themselves be loved

اما می توان محبوب دیگران شد .

learn that it is not good to compare themselves to others

یاد بگیرند که خوب نیست خود را با دیگران مقایسه کنند .

To learn that a rich person is not one who has the most

یاد بگیرند که ثروتمند کسی نیست که دارایی بیشتری دارد .

But is one who needs the least

بلکه کسی است که نیاز کم تری دارد

To learn that it takes only a few seconds to open profound wounds in persons we love

یاد بگیرند که ظرف چند ثانیه می توانیم زخمی عمیق در دل کسانی که دوستشان داریم ایجاد کنیم .

And it takes many years to heal them

و سال ها وقت لازم خواهد بود تا آن زخم التیام یابد .

To learn to forgive by practicing forgiveness

با بخشیدن ، بخشش یاد بگیرند .

To learn that there are persons who love them dearly

یاد بگیرند کسانی هستند که آنها را عمیقا دوست دارند .

But simply do not know how to express or show their feelings

اما بلد نیستند احساسشان را ابراز کنند یا نشان دهند .

To learn that two people can look at the same thing and see it differently

یاد بگیرند که می شود دو نفر به یک موضوع واحد نگاه کنند و آن را متفاوت ببینند .

To learn that it is not always enough that they are forgiven by others

یاد بگیرند که همیشه کافی نیست دیگران آنها را ببخشند .

They must forgive themselves

بلکه خودشان هم باید خود را ببخشند .

And to learn that I am here

و یاد بگیرند که من اینجا هستم .

Always

همیشه

[ پنجشنبه سیزدهم مهر 1391 ] [ 0:55 ] [ student ]

Girl: I’m having heart surgery today.
Boy: I know.
Girl: I love you !
Boy: I love you more , much more !
After surgery , when the girl woke up, only her father was next to her bed .
Girl: Where is he ?
Father : You don’t know who gave you the heart?
Girl: What? ( She starts crying )
Father: I’m just kidding , he went to the toilet

 

 

 

دختر : من امروز عمل قلب دارم .
پسر : میدونم .
دختر : دوستت دارم .
پسر : من بیشتر دوستت دارم ، خیلی بیشتر . . .
بعد از عمل وقتی دختر بیدار میشه ، فقط پدرش رو در کنار تخت میبینه .
دختر : پسر کجاست ؟
پدر : تو نمیدونی چه کسی قلبش رو به تو داده ؟
دختر ؟ چی ؟ ( و شروع به گریه کرد )
پدر : شوخی کردم ، اون رفته دستشویی :D

[ پنجشنبه سیزدهم مهر 1391 ] [ 0:39 ] [ student ]
About

این وبلاگ جهت کمک به یادگیری زبان همه ساخته شده.
امیدواریم که خوشتون بیاد.
از طرف بچه های روزانه نرم افزار دانشکده معین رشت تقدیم به استاد عزیزمون آقای نصیری...
Archive
Blog Custom